خوب امروز یک مهر بود و من پرنده طوفان زده فقط سرم رو پایین انداختم و طوفان رو تحمل کردم من امروز با ح... پور حرف زدم و او هر چه خواست به من گفت و من پرنده طوفان زده فقط نگاه کردم. فردا روز اول است فردا شروع میکنم با نام خدا
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 23:43
اما ترس دیگری دارم خیلی دارد دیر می شود دیر توان تنهایی را ندارم
ما را در سایت ملی و زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 23:43